کد خبر 105399
۸ تیر ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

سبک زندگی از نوع شهید بهشتی

برداشت هایی کوتاه از زندگی شهید مظلوم دکتر بهشتی

تهران - حیات توی هامبورگ رفته بود برای خوندن صیغه عقد. بعد از خوندن صیغه پاکت دویست مارکی گذاشتند جلوش. گفت:"این وظیفه منه. برای وظیفه هم پول نمیگیرم."اصرار پشت اصرار که باید قبول کنید. شماره حساب داد،گفت بریزید به حساب مسجد.   غذای زندانش نون و آب بود.به تمسخر بش گفتن: خوش مزست!؟ گفت:"اگه بیرون هم از اینا خورده باشی بله، خوش مزست". بعدها شد رئیس دیوان عالی کشور ، اغلب روزها غذایش نان و ماست بود.    لامپ خونه سوخت. رفتند از تعاونی دادگستری لامپ خریدند. بهشتی ناراحت شد. گفت من اینجا کار شخصی می کنم، باید لامپ رو از مغازه معمولی با قیمت خودش بخرید.لامپ رو پس داد . رفت از بیرون لامپ خرید.   آلمان، هامبورگ، ایستگاه راه آهن. موقع ظهر رسیده بود. نگاهی به قبله نما انداخت وهمانجا ایستاد به نماز خواندن. پلیس را خبر کردند که یک کسی آمده حرکات غیر طبیعی دارد. بردندش اداره پلیس. گفته بود: من مسلمانم، نماز هم واجب دینی ماست. محکم گفته بود تا آزادش کردن.   رفته بود خوزستان؛ جلسه تا ساعت یک نیمه شب طول کشیده بود. گفتن حتما تو هتل خوابیده. همونجا توی فرمانداری، بالشتش عمامش بود و پتوش عباش، همونجوری خوابید.   خانمش با ارث پدری خودش فرش خریده بود. رو کرده بود به خانم که شما آزادید، این حق شماست ولی مرز زندگی من طلبگی است.طاقت ناراحتی بهشتی رو نداشت ، خودش رفت فرش رو فروخت.   یک روز خانم ، یک روز بچه ها ، یک روز هم خودش؛ کارهای خونه تقسیم شده بود، هر روز باید یکی ظرفها رو می شست. میگفت: "زن وظیفه ای برای کار نداره. کار خونه زنانه و مردانه نداره."    

برچسب‌ها